كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

351

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

سخنرانى خود ادامه مىداد كه ابو بكر به او نزديك شد و به آرامى به او گفت : « عمر ، عمر » . ولى او همچنان ادامه مىداد . تنها كارى كه ابو بكر مىتوانست بكند اين بود كه چند قدم جلوتر آمد ، مردم با ديدن چهره رنگ پريده و افسرده او گوئى متوجه واقعيت شده ، توجه خود را از حرف‌هاى عمر بريده و به دور او حلقه زدند . ابو بكر به آنان گوشزد كرد كه محمد ( ص ) تمام زندگى خود را وقف اثبات وحدانيت خداوند نمود . قرآن به آنان هشدار داده است كه به هيچ مخلوقى در جهان نبايد بهائى در حدّ خداوند داده شود . مرتبا محمد ( ص ) از آنان خواسته است كه او را همانند عيسى مسيح تصور ننمايند ، زيرا او بنده‌اى است مانند تمامى بندگان خدا كه مرگ را تجربه خواهند نمود . اگر شما مرگ محمد ( ص ) را انكار نمائيد ، به مانند آن است كه حقيقت وجود او را انكار نموده‌ايد . ولى تا زمانى كه شما بدانيد كه تنها خداوند قابل پرستش است ، محمد ( ص ) زنده خواهد بود . اى مردمان اگر كسى محمد ( ص ) را پرستش نمايد بداند كه او مرده است . ولى هر آن كس كه خداوند را پرستش نمايد ، خداوند هميشه نزد او زنده است . 7 پس از آن آيه‌اى را يادآورى نمود كه پس از شايعه مرگ محمد ( ص ) در جنگ احد بر پيامبر نازل گرديد : و محمد نيست مگر پيامبر و فرستاده‌اى ، كه پيش از او پيامبران و فرستادگان گذشتند . پيش از او پيامبران و فرستادگان گذشتند . پس اگر او بميرد يا كشته شود آيا شما بر پاشنه‌هاى خويش ( به دوران جاهليت ) برخواهيد گشت ؟ و هركه بر دو پاشنه خويش برگردد ، خدا را هيچ‌گونه گزند و زيانى نرساند و زودا كه خدا سپاسگزاران را پاداش دهد . 8 اين آيات آنچنان اثرى بر روى مردم گذارد كه گوئى قبلا آن را هرگز نشنيده‌اند . عمر كاملا منقلب شده بود : « به خدا سوگند ، وقتى اين سخنان را از ابو بكر شنيدم ، آنچنان احساس سنگينى بر من حاكم شد كه گوئى پاهايم قدرت تحمل مرا نداشتند تا درك كنم كه حتما پيامبر مرده است . » 9 ضربه فوت پيامبر يكى از سنگين‌ترين بحران‌هائى بود كه اجتماع مسلمين تا به حال با آن مواجه شده بود . تا اين لحظه محمد ( ص ) آنان را قدم‌به‌قدم راهنمائى نموده بود . حال چگونه بدون او به راه خود ادامه دهند ؟ بعضى از قبائل صحراگرد بلافاصله پس از فوت پيامبر ، اتحاد خود را با امت قطع كردند . خطر عمده آن بود كه عربستان باز در خطر سقوط در سيستم قبيلگى قرار داشت . حتى بعضى از مسلمانان نيز به فكر افتاده بودند كه با مرگ محمد ( ص ) راه او نيز خاتمه خواهد